دکوراسیون سنتی

1)هنگامی که حرف از دکورهای سنتی به میان می‌آید، فضای شلوغ و قهوه‌‌خانه‌ای پر از دیوارکوب‌های قدیمی،‌گلیم‌ها و چراغ‌ نفتی، مهرهای فیروزه‌ای و هزار خرد و ریز سنتی به ذهن ما می‌آید ولی آیا این فضای درهم از چیدمان سنتی ایرانی الهام گرفته است یا از بازار شام تقلید کرده‌ایم؟


۲) چیدمان سنتی قاجار که زمان نزدیکتری به ما دارد، ‌اغلب از روکش قرمز تیره «لاکی» استفاده می‌کند. صندلی‌های چوبی با رنگ سبز باز و روکش‌های لاکی، صندوقچه‌های سبز روشن با نقاشی گل مرغ و مخده «بالش های بزرگ برای لم دادن» از مخمل قرمز خصوصیات این معماری را نشان می‌دهد، کف پوش قالی‌کاشان و کاشمر با این دکور هماهنگ هستند.


۳) این مهم است که از چه سبک و ماده‌ای استفاده می‌کنیم. برای مثال، میزهای گران‌قیمت خاتم‌کاری با فرش‌های کرم قهوه‌ای ـ شتری و طرح منظم بته جقه هماهنگ می‌شود و منبت با قالی‌های کاشان رنگین تناسب دارند.


۴) فضاسازی کنید. مکان‌های تاریخی به خصوص خانه‌های قدیم مانند کاخ صاحبقرانیه تهران، بروجردی‌های کاشان و زینت‌الملک «نارنجستان» شیراز هنوز حال هوای تازه و خوش گذشته را دارند، با دقت در این مکان‌ها فکر شما متمرکز می‌شود.


۵) خرت و پرت سنتی نخرید حتی در فضای سنتی هم فکر ما احتیاج به نفس کشیدن دارد، شمعدان و اتو و کشکول و شمشیر معرق و... جز شلوغی و هزینه اضافه برای شما چه دربردارند.


۶) یک آب نما به یاد حوض خانه‌های قدیمی، چیدن مخده‌های بزرگ با رنگ‌های سنگین و قل‌قل سماور، از هر چه فکر کنید سنتی‌تر است. چای را از سماور زیبا روی یک مخده مخمل بزرگ بنوشید.


۷) پرده‌های کلفت سبز با بته جقه‌های قرمز، مخمل زرشکی با شرابه طلایی و پرده‌های سرمه دوزی دستی برای محیط سنتی شما مناسب است.


۸) اجزای کوچک‌تر را با دقت انتخاب کنید. برای مثال، رومیزی‌ها را با پرده و مبل هماهنگ کنید و سماور و لاله‌ها را جای مناسبی قرار دهید. حتی در دکور سنتی کاربرد و قابل استفاده بودن اولین و اولویت است.

عکس دکوراسیون چوبی

/ 1 نظر / 12 بازدید
آزاد

چه بگویم؟ سخنی نیست می وزد از سر امید، نسیمی؛ لیک تا زمزمه ای ساز کند در همه خلوت صحرا به رهش نارونی نیست چه بگویم؟ سخنی نیست *** پشت درهای فرو بسته شب از دشنه و دشمن پر به کنج اندیشی خاموش نشسته ست بام ها زیرفشار شب کج، کوچه از آمدو رفت شب بد چشم سمج خسته ست *** چه بگویم ؟ سخنی نیست در همه خلوت این شهر،آوا جز زموشی که دراند کفنی نیست وندر این ظلمت جا جزسیا نوحه شو مرده زنی نیست ورنسیمی جنبد به رهش نجوا را نارونی نیست چه بگویم؟ سخنی نیست... سروده احمد شاملو چشمه ریگی | http://blog.cheshmehregi.com